ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1043
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
خدمتگزارى صاحبقران تاجدار ، همدوش بودند و روزبهروز از بروز حسن خدمات شايان بر مراتب « 1 » اعتبار مىافزودند . در بدايت حال ، وجاهتى به كمال داشت و در اواسط سنّ ، روى همّت به زيارت مكّهء معظّمه گذاشت . از قرارى كه در اصل اين روزنامچه همايون ذكر شده ، در آن سال همايون ، جناب حاجى ميرزا على رضاى شيرازى خلف حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله سابق ديوان اعلى امير حاجّ ايران بود و در ولايت ارزنة الروم با بىاندامىهاى آن مرز و بوم تحمّلات و تجملات نمود . بالاخره همان بىاندامىها باعث خرابى بنيان دوستى دولتين عليّتين گرديد و به سرحدّات ولايت روم ، از دستبرد سرحدداران اين مرز و بوم ، رسيد آنچه رسيد . بالجمله ، مستورهء معظمهء مذكوره در سنهء يك هزار و دويست و چهل ، روى از عالم برتافت و به سبب كثرت حسن ذات ، به روضهء رضوان شتافت . هجدهم : شيرين ديار ارمن صباحت ، حضرت آغا بيگم « 2 » الملقبه به آغا باجى « 3 » از زوجات معظّمهء مكرّمهء صاحبقران مهراياغ و صبيّهء مرضيّهء ابراهيم خليل خان جوانشير حاكم قراباغ است . در سنهء يك هزار و دويست و سيزده هجرى ، كه يك سال بعد از جلوس همايون بود ، مرحوم خان جوانشير ، به سبب دليرى امراى آذربايجان ، در كار سركشى و طغيان از عاقبت كار خود متوهّم گشته ، فرزند دلبند خود را به جهت اطمينان امناى دولت مصلحتكيش به دربار معدلتانديش فرستاد و حضرت اعلى ، وجود او را مغتنم و محترم شمرده ، در اندرون همايونش احترامى تمام داد . چون از قرار تجربه معلوم شد كه مخدّرهء مذكوره عقيمه است و از فقدان اولاد به غايت سقيمه ، لهذا حضرت اعلى نوّاب شاهزاده كيكاوس ميرزا را كه از بطن مطربهء شيرازيه بود ، به فرزندى او عنايت فرمود . معزى اليها نيز همّتى ملوكانه بر تربيت او بست . از قرارى كه ذكر شده ، به نيابت آن معظمه
--> ( 1 ) . ملى : « مراجعت » ( 2 ) . ملى : « آقا بيگم » ( 3 ) . ملى : « آقاباجى » ؛ تذكره خاورى : + « بعد از فوت والدهء ملكآرا به عقد دائمى درآمد » ؛ لازم به ذكر است كه « آقا » و « آغا » هر دو واژهاى تركى مغولى است ؛ « آقا » براى مرد و « آغا » براى زن به كار مىرود . مثل گوهرشاد آغا همسر شاهرخ بهادر تيمورى كه مسجد گوهرشاد را در مشهد مقدس بنا نهاد .